سخن نخست

با سلام .

بهتر است که با یک شعر آغاز کنیم .

الا یا ایها الساقی

  
 دلم

حالی دگر دارد

پریشانم

سبک حالم

الا یا ایها الساقی
ادر کاسا و ناولها

که عشق اول نهی دل را

و بعد این دل شود شیدا

.............. 



ادامه مطلب...

جملات در زبان عربی به دو صورت به کار می روند: اسمیه و فعلیه.

اسمیه = مبتدا + خبر ( الطالب فی المدرسة )


فعلیه = فعل + فاعل + مفعول ( یکتب الطالب درسه )


انواع فعل:


1. ماضی: فعلی که در زمان گذشته اتفاق می افتد.


2. مضارع: فعلی که در زمان حال یا آینده اتفاق می افتد.


3. امر: فعلی که به انجام کاری در زمان حال یا آینده دستور می دهد.


صرف افعال ماضی به همراه ضمایر آنها:


هو فعل / هما فعلا / هم فعلوا / هی فعلت / هما فعلتا / هنّ فعلن / انتَ فعلتَ / انتما فعلتما / انتم فعلتم / انتِ فعلتِ / انتما فعلتما / انتنّ فعلتنَّ / أنا فعلتُ / نحن فعلنا


صرف افعال مضارع به همراه ضمایر آنها:


هو یفعل / هما یفعلان / هم یفعلون / هی تفعل / هما تفعلان / هنّ یفعلن / انتَ تفعل / انتما تفعلان / انتم تفعلون / انتِ تفعلین / انتما تفعلان / انتنّ تفعلن / انا أفعل / نحن نفعل


صیغه های امر:


فعل امر مخاطب ( امر حاضر ) از صیغه های مخاطب فعل مضارع ساخته می شود.


1. حرف مضارعه را حذف کنید.


2. اگر بعد از حذف حرف مضارعه اولین حرف ساکن باشد باید یک همزه امر بر سر فعل بیاورید ( در غیر این صورت نیازی به همزه امر نیست ).


3. آخر فعل را مجزوم کنید.


مثال: تَذهَبُ : إذهَب ( برو ) / تذهبانِ: إذهبا ( بروید )


فعل امر غایب و متکلم ( امر به لام ):


1. اضافه کردن لام امر به ابتدای یکی از صیغه های غایب یا متکلم فعل مضارع.


2. مجزوم کردن آخر فعل.


یذهب : لیذهب ( باید برود ) / یذهبون : لیذهبوا ( باید بروند )


رابطه فعل با فاعل در جمله:


1. فعل از لحاظ تذکیر و تأنیث مطابق فاعل جمله به کار می رود. یعنی اگر فاعل جمله مذکر باشد فعل نیز مذکر می شود و بالعکس.


2. اگر فعل غایب قبل از فاعل در جمله ذکر شود به صورت مفرد به کار می رود حتی اگر فاعل مثنی یا جمع باشد. اما نسبت به مخاطب و متکلم، همیشه صیغه فعل با فاعل مطابقت دارد.


یحضر الطالب. / یحضر الطالبان. / یحضر الطلّاب. / تحضر الطالبة. / تحضر الطالبتان. / تحضر الطالبات.


جای فعل در جمله:


در زبان عربی بر خلاف زبان فارسی غالبا فعل اول جمله یا قبل از فاعل ذکر می شود. این قاعده در صورتی در زبان عربی رعایت نمی شود که گوینده بخواهد بر «فاعل» تأکید کند.


اسمی است برای ربط بین دو جمله یا شبه جمله و معنای آن به وسیله ی جمله یا شبه جمله ی پس از آن _ که صله نامیده می شود _ کامل می گردد .

اسم موصول به دو دسته تقسیم می شود :

1- اسم موصول خاص که عبارتند از :

مذکر:الذی - اللذانِ / اللذینِ - الذینَ

مؤنث :التی - اللتانِ / اللتینِ - اللاتی

مثال :جاءَ الطالب الذی کتبَ درسَه . " آمد دانش آموزی که درسش را نوشت ."

جاء الذی کتب درسه . " آمد کسی که درسش را نوشت ."

2- اسم موصول عام ( مشترک )که به دو شکل است :

* - عاقل ( انسان )مذکر و مؤنث : مَن

** -غیر عاقل (حیوان و اشیاء ): ما

مثال :جاء الطالب مَن کتب درسه . " آمد دانش آموزی که درسش را نوشت ."

جاء مَن کتب درسه . " آمد کسی که درسش را نوشت ."

اشتریتُ الکتابَ ما وصیَّتَ بهِ . "خریدم کتابی را که سفارش کردی .

نکته : باید توجه کرد که می توان به جای موصولات خاص از موصول عام استفاده کرد .

 


ضمیر کلمه ای است که جانشین اسم می شود و از تکرار آن جلوگیری می کند .
ضیر با اسمی که جانشین آن شده از نظر عدد ( مفرد ، مثنی ، جمع ) و از نظرجنس

( مذکر و مونث ) واز لحاظ موقعیت ( غایب ، مخاطب ، متکلم ) مطابقت دارد .

ضمیر به دو دسته منفصل ( جدا ) و متصل (چسبان ) تقسیم می گردد .

منفصل مرفوعی : هو ، هما ، ... ،أنتَ ، أنتما ، ... ، أنا ، نحن * هیَ طالبة .*
منفصل منصوبی : إیاهُ ، إیاهما ، ...،إیاکَ ، إیاکُما ،...،إیایَ ، إیانا * إیاکَ نعبدُ . *

متصل مرفوعی : ا ، و ، ... ، تَ ، تما ، ... ، تُ ، نا * الطلاب ذهبواإلی المدرسة*
متصل منصوبی ومجروری : ه ، هما،...، کَ، کما،...، ی ،نا * أتممتُ علیکم نعمتی*

اسمی است که برتری کسی یا چیزی را بر یک یا چند موصوف دیگر بیان می کند .

 

 اسم تفضیل

با صفت تفضیلی « تر » و صفت عالی « ترین » فارسی مطابقت دارد .
اسم تفضیل از فعل ثلاثی مجرد ساخته می شود ، مذکر و مونث آن وزن جداگانه دارد .

مذکر « أفعَل » مثلا از فعل « حَسُنَ ، یَحسُنُ » می شود « أحسَن » : نیکوتر ، نیکو ترین

مونث « فُعلی » مثلا از فعل « حَسُنَ ، یَحسُنُ » می شود « حُسنی » : نیکوتر ، نیکو ترین

نکته : اگر در جمله پس از اسم تفضیل حرف « مِن » بیاید اسم تفضیل به صفت تفضیلی

« تر»

فارسی ترجمه می شود ، در غیر این حالت ، آن به صفت عالی « ترین » ترجمه می

گردد .

مثال : « أنا أقدَرُ مِنک . »: من از تو تواناترم . « أنا أقدَرُ رجالٍ . »: من تواناترین مرد هستم .


 جمله اسمیه، مبتدا و خبر

جمل? اسمیه ، مبتدا و خبر

اهداف درس:

1- آشنایی با جمله اسمیه

2- آشنایی با مبتدا و خبر و اعراب آن ها

3-  معرفی انواع خبر و اعراب آن ها

 

جمله اسمیه چیست؟

جمله اسمیه جمله ای است که با اسم شروع شده و از دو رکن اصلی « مبتدا » و « خبر » تشکیل می شود.

 

امّا مبتدا و خبر:

مبتدا اسمی است که در ابتدای جمله اسمیه واقع شده و مرفوع می باشد.

مانند : العلمُ مفیدٌ

کلمه یا کلماتی که بعد از مبتدا می آید تا معنای مبتدا را کامل کند، خبر می گویند که مرفوع می باشد. مانند: العلمُ نافعٌ

 

توجه کنید راه تشخیص خبر در جمله ، دقت در معنای جمله است و باید کلمه ای را به عنوان خبر در نظر بگیریم که کامل کننده معنای مبتدا باشد .

 

نکته :

 مبتدا به دو شکل در جمله ظاهر می شود :

1- مبتدای صریح : مانند آنچه تاکنون گفتیم : الله واحدً

2- مبتدای مؤول به صریح* مانند : « أن تصوموا خیرٌ لکم »

* مؤول به صریح یعنی به جای آوردن یک اسم در جمله، « أن ناصبه » +  فعل

جایگزین شود یعنی:

«أن تصوموا » تأویل به مصور می رود و صیغه این فعل به صورت ضمیر به مصدر

می چسبد: «صیامُکُم » که به عنوان مبتدا در جمله در نظر می گیریم.                                                                                               

* جمله ابتدائیه همان جمله اسمیه است مثل : « القناعةُ غنیً » 

نکته :

اصل در مبتدا این است که معرفه باشد و اصل در خبر ، نکره بودن آن است.

تمرین : مبتدا در آیات و احادیث زیر ببینید:

1- الامام علی (ع): العفافُ زینةُ الفَقرُ و الشّکرُ زینةُ الغنی

2- القرآن الکریم: و أن تَصَدَّقوا خیرٌ لکم إن کنتُم تعلمون

3- هذا هو الخطیبُ الذی کلامُه یسحرُ الألباب

و امُا انواع خبر:                                                            

خبر به یکی از سه صورت زیر می آید: 

مفرد : الطالبُ ناجحٌ       

جمله فعلیه : الطالبُ یجتهد  

شبه جمله : الطالب فی المدرسة

لازم به ذکر است منظور از مفرد بودن، این نیست که به صیغه مفرد ظاهر شود بلکه منظور این است که فعل و یا شبه جمله نباشد، لذا چنانچه به صیغه مثنی و یا جمع نیز باشد، خبر مفرد محسوب می شود مثل، الطالبان نظیفان / الطلّاب نظیفون و باید دقت کرد که تنها خبر مفرد است که باید از لحاظ مفرد، مثنی و جمع بودن / مذکر و مؤنث بودن تابع مبتدا باشد.

خبر مرفوع است امّا همان طور که دیدیم این اعراب تنها در خبر مفرد ظاهر می شود اما چون در فعل و جار و مجرور نمی تواند ظاهر شود، اعراب آن رامحلی در نظر می گیریم یعنی جمله فعلیه و شبه جمله محلاً مرفوع می شوند.

و اکنون انواع خبر را در جملات زیر ببینید:

1- خیرٌ حلیةٍ الأدبِ  (خبر مفرد)

2- المؤمن یحسن أخلاقَه (جمله فعلیه)

3- الخبر علی ثلاثة أقسامٍ : مفرد ، جمله فعلیه ، شبه جمله (شبه جمله)


امیدوارم که از این وبلگ خوشتان آمده باشد .

 

موضوع وبلاگ را با یک شعر به پایان می رسانیم .

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی    به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی
کتاب بالغ منی حبیبا معرضا عنی    ان افعل ما تری انی علی عهدی و میثاقی
نگویم نسبتی دارم به نزدیکان درگاهت    که خود را بر تو می‌بندم به سالوسی و زراقی
اخلایی و احبابی ذروا من حبه مابی    مریض العشق لا یبری و لا یشکو الی الراقی
نشان عاشق آن باشد که شب با روز پیوندد    تو را گر خواب می‌گیرد نه صاحب درد عشاقی
قم املا و اسقنی کأسا و دع ما فیه مسموما    اما انت الذی تسقی فعین السم تریاقی
قدح چون دور ما باشد به هشیاران مجلس ده    مرا بگذار تا حیران بماند چشم در ساقی
سعی فی هتکی الشانی و لما یدر ماشانی    انا المجنون لا اعبا باحراق و اغراق
مگر شمس فلک باشد بدین فرخنده دیداری    مگر نفس ملک باشد بدین پاکیزه اخلاقی
لقیت الاسد فی الغابات لا تقوی علی صیدی    و هذا الظبی فی شیراز یسبینی باحداق
نه حسنت آخری دارد نه سعدی را سخن پایان    بمیرد تشنه مستسقی و دریا همچنان باقی


درباره وبلاگ
نويسندگان




قالب وبلاگ

mouse code